آكى ئو كازاما ( مترجم : هاشم رجب زاده )

53

سفرنامه كازاما ( فارسى )

آن را هم پهلوى مىگويند . رضا شاه ، « پهلوى » را نام خانواده خود و سلسله پادشاهى تازه اختيار كرد . « 1 » رضا شاه كه پيشتر سرباز ساده‌اى بود اكنون « شاه ايران » شده ، بر جاى شاهنشاهانى همچون كورش و داريوش و شاه عباس نشسته ، و گويى ناپلئون اين عصر است . چنين نيست كه شاه به تنهايى بار اميد فراوان ملت ايران را به دوش بكشد ؛ بلكه با بودن اين پادشاه ، مردم ايران در آيندهء كشورشان كه سخت گرفتار خمودگى بود نور اميد مىبينند . ايران كشورى است بس كهنسال ، كه چون از عهد كورش و داريوش پيشتر بنگريم گردونهء تاريخ در پردهء غبار و مه اساطير و افسانه‌ها ناپديد مىنمايد . اسكندر تخت جمشيد را ويران ساخت . بناى تخت جمشيد قديم‌تر از پارتنون « 2 » يونان بود . ايران در پنج سده پيش از ميلاد مسيح ، كشورى پهناور بود و از رود گنگ تا رود نيل

--> ( 1 ) . بلوشر سفير آلمان در ايران در دوره رضا شاه ، درباره نام پهلوى نوشته است : « كمتر كسى مىدانست كه پهلوى به چه معنى است . شاه جديد هم تصور روشنى از آن نداشت . شاه هنگامى كه در ضمن مسافرت خود لحظه‌اى چند با پرفسور هرتسفلد Ernest Emil Hertsfeld ) ، باستان‌شناس آلمانى ، 1948 - 1789 ) در چادر مخصوص تنها ماند از وى پرسيد : « اين كلمهء پهلوى يعنى چه ؟ شما حتما مىدانيد ! » مرد دانشمند توضيح تاريخى دقيقى را به اطلاع رسانيد : « در وهلهء اول ، پهلوى نام زبان قرون وسطايى ( ميانه ) است كه قبل از پديد آمدن فارسى درى به آن سخن مىگفته‌اند . سپس اين كلمه به سكنه خراسان اطلاق مىشده ، و سرانجام در اثر انتقال معنى معادل پهلوانى به كار رفته است . » « از اين پرسش و پاسخ برمىآيد كه اختيار كلمهء پهلوى به هيچ‌وجه نشان‌دهندهء نظر و تمايل حكومت جديد نبوده است ، و داورى دربارهء آن بايد منحصرا برحسب اعمال و اقداماتش باشد . اما آنچه روشن است ، رضا شاه اين نام را به توصيهء مشاورانش ، كه معنى آن را هم مىدانستند ، انتخاب كرده بود . » ( ويپرت بلوشر ؛ سفرنامه ، ترجمه كيكاووس جهاندارى ، تهران ، 1363 ، ص . 215 ) ( 2 ) . « Partenon - جايگاه دختر باكره ؛ معبد آتنه ( الههء حكمت ) كه در عصر بريكلس ميان سالهاى 447 و 432 ق . م . بر آكروپوليس آتن ساخته شد ، و شاهكار معمارى يونانى است . . . » ( مصاحب ، دائرة المعارف فارسى ) .